مرجع دانلود صوتی قرآن کریم, المکتبة الصوتیة للقرآن الکریم. آموزش تجویدآموزش تلفظ

مرجع دانلود صوتی قرآن کریم .....المكتبة الصوتية للقرآن الكريم.....سایتی ته فسیری قورئان Quran site ,free mp3 downloads
مرجع دانلود صوتی قرآن کریم, المکتبة الصوتیة للقرآن الکریم. آموزش تجویدآموزش تلفظ

حمد و ستایش بی پایان لایق خدایی است که هروقت لطف و کرم خود را متوجه کسی کند چراغ توفیق و هدایت را جلو او روشن میکند و او را از گمراهی باز میدارد و به سوی خود رهنمون میگرداند،،،،،
ان شاءالله ما نیز از جملهء هدایت پذیران باشیم.

جستجو در سایت از طریق گوگل

پیوندهای روزانه
پیوندها

سنتهای وضو:

 (مستحبات و امور پسندیده وضو).

واما سنت ها و مستحبات وضو به شرح زیر می باشد:

1- تسمیه (بسم الله الرحمن الرحیم ) در ابتدای وضو. چون بیهقی با اسناد جیّد و نیکو روایت کرده است که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) دست خود را در ظرف آب وضو نهاد و به یاران خود گفت:

«تَوَضَّؤُوْا بِاسمِ اللهِ».

«بنام الله وضو بگیرید».

و در حدیث صحیح آمده است:

«کُلُّ أَمْرٍ ذِى بَالٍ لاَ یُبْدَأُ فِیهِ بِبِسمِ اللهِ فَهُوَ أَجْزَمُ».

«هرکار با اهمیتی که با نام الله شروع نشود آن کار ناقص و برکت آن اندک است».

 

 

2- شستن کف دو دست پیش از داخل کردن آنها در ظروف آب وضو. چون این کیفیت و صفت در وضوی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) وارد و نقل شده است. و چون در حدیث اوس بن اوس ثقفی (رضی الله عنه) آمده است که گفت: «رَأَیْتُ رَسُولَ اللَّـهِ (صلی الله علیه و سلم) تَوَضَّأَ فَاسْتَوْکَفَ ثَلاَثاً».

«پیامبر (صلی الله علیه و سلم) را دیدم که وضو می گرفت او سه بار کف دستها را شست».

(امام محمد آن را تخریج کرده است). ودر صحیحین از عثمان بن عفان (رضی الله عنه) روایت شده که:

 «فَأَفْرَغَ عَلَى کَفَّیْهِ ثَلاَثَ مِرَارٍ فَغَسَلَهُمَا».

«او سه بار آب بر کف دستان خود ریخت و آنها را شست».

و مثل آن از جماعتی از یاران پیامبر (صلی الله علیه و سلم) به ثبوت رسیده است.

3 و 4-  مضمضمه و استنشاق (آب در دهان و بینی گرداندند)، چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم) چنین کرده و گفته است: ده چیز از جمله سنن وضو می باشد که مضمضه و استنشاق را از جمل آنها شمرد، (و مسلم آن را روایت کرده است).

برای عمل به سنّت پیامبر (صلی الله علیه و سلم) تقدیم مضمضمه (آب در دهان گرداندن) بر استنشاق (آب در بینی گرداندن) شرط است. برای کسانی که روزه نباشند مبالغه در مضمضه و استنشاق مستحب است. چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم) گفت:

«وَبَالِغْ فِى الاِسْتِنْشَاقِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ صَائِمًا».

«در استنشاق مبالغه کن مگر این که روزه باشی».

و اما برای کسی که روزه باشد مبالغه مکروه است.

5- مسح همه سر، چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم) چنین کرده است و برای خروج از خلافی که در این رابطه مطرح است، سنّت آنست که از جلو سر آغاز نموده و سپس هر دو دست را تا پس گردن ببرد و به جای آغاز برگرداند. این کیفیت درباره وضوی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و توصیف آن از عبدالله بن زید روایت شده است، که جماعت صحاح آن را تخریج کرده اند.

6- مسح قسمت ظاهری و داخل گوشها با آب جدید و تازه. عبدالله بن زید گفت:

«رَأَیتُ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و سلم) یَتَوَضَّأُ فَأَخَذَ لأِ ُذُنَیْهِ ماءً خِلافَ الماءِ الَّذِی أَخَذَهُ لِرَأسِهِ». (رواه الحاکم والبیهقی).

«پیامبر (صلی الله علیه و سلم) را دیدم وضو می گرفت و برای مسح گوشهایش مجددا دست به آب زد غیر از آبی که برای مسح سر بدان دست زده بود».

چگونگی و کیفیت مسح گوشها بدین شکل است که انگشتان شهادت (مسبحه) را در سوراخ گوشها داخل کرده و داخل آنها بچرخاند و با انگشتان بزرگ و شست (ابهام) قسمت ظاهری گوشها را بمالد و مسح کند.

7- تخلیل اللحیة یا خلال کردن ریش انبوه و پرپشت با انگشتان دست و شستن لابلای موی ریش، ریش انبوه آنست که از خلال موی ریش پوست زیر آن دیده نشود. به روایت از ابن عباس (رضی الله عنه) پیامبر (صلی الله علیه و سلم) هرگاه وضو می گرفت با انگشتان دستش ریش را خلال می کرد، که ابن ماجه آن را روایت کرده است. باز هم به روایت از ابن عباس (رضی الله عنه) آمده که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در وضو با انگشتان ریش را خلال می کرد. (بخاری گفته است این حدیث صحیح ترین روایت است در این باب).

8- خلال کردن و شستن لابلای انگشتان دست و پا. ابن عباس (رضی الله عنه) روایت کرده است که پیامبر (صلی الله علیه و سلم)  گفت: «إذَا تَوَضَّأْتَ فَخَلِّلْ أَصَابِعَ یَدَیْکَ وَرِجْلَیْکَ». (رواه ابن ماجه والترمذی).

«هرگاه وضو گرفتی انگشتان دست و پایت را خلال کن».

خلال کردن و شستن لابلای انگشتان پا بدین شکل است: با انگشت کوچک دست چپ از پائین پای راست و انگشت کوچک پای راست شروع کرده و به انگشت کوچک پای چپ خاتمه دهد، و خلال انگشتهای دستان با خلال کردن آنها با همدیگر و داخل کردن انگشتان دست در همدیگر صورت می گیرد.

9- تقدیم اندامهای راست بر چپ در وضو، چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم) گفت:

«إِذَا تَوَضَّأْتُمْ، فَابْدَءُوا بِمَیَامِنِکُمْ». (رواه أبوداود وابن ماجه).

«هرگاه وضو گرفتید از طرف راست شروع کنید».

(به روایت ابو داوود و ابن ماجه و تصحیح ابن خزیمه و ابن حبان).

به روایت از عایشه آمده است که:

«کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم) یُحِبُّ التَّیَامُنَ مَا اسْتَطَاعَ فِی طُهُورِهِ وَتَنَعُّلِهِ وَتَرَجُّلِهِ وَ فِی شَأنِهِ کُلِّهِ»
 (متفق علیه).

«پیامبر (صلی الله علیه و سلم) همواره ابتدا کردن به طرف راست را دوست می داشت خواه در کفش پوشیدن و شانه کردن مویش و خواه در وضو و غسل و همه کارهایش».

معنی ترجل شانه کردن موی است که از طرف راست شروع می کرد.

10- تکرار کردن شستن اندامهای وضو تا سه مرتبه، چون در حدیث عثمان آمده است که:

«رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و سلم) تَوَضَّأَ ثَلَاثاً» (رواه مسلم).

«پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در وضو شستن اندامها را سه بار تکرار می کرد».

در روایتی از ابی داود از عثمان آمده است که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) سه بار سرش را مسح کرد. و در روایتی از ابن ماجه آمده است که علی بن ابیطالب در وضو هر عملی را سه بار انجام داد و گفت: اینست وضوی رسول الله (صلی الله علیه و سلم).

11- سنّت است انجام اعمال وضو پشت سر هم به دنبال هم باشند بلکه تاکید بر آن است، چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم) چنین کرده و با این عمل از خلافی که در بین علما وجود دارد رهایی می یابیم. (چون بعضی موالات را واجب می دانند).

و مستحب و پسندیده است که بعد از وضو دستها را نتکاند تا آب آنها بچکد، چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم) گفت: «إِذا تَوَضَّأَتُم لَا تَنْفُضُوا أَیْدِیَکُمْ فَإِنَّهَا مَرَاوِحُ الشَّیْطَانِ». (رواه ابن أبی حاتم وغیره).

«هرگاه وضو گرفتید دستتان را نتکانید چون این عمل بادبزن شیطان است».

و چون این عمل به منزله تبری و بیزاری از عبادت (وضو) است، مستحب است بعد از تسمیه این دعای را بیفزاید: «اَلّلهُمَّ اغْفِرلِی ذَنْبِی وَوَسِّع لِی فِی دَارِی وَبَارِکْ لِی فِی رِزقِی».

«خداوندا گناهم را بیامرز، و خانه ام را وسیع گردان، و روزیم را برکت و فزونی بخش».

و انگشتری را که اگر آب به زیرش برسد خلال کند و تکان دهد وإلا در آوردن آن واجب است. و مستحب است که در وضو از بالای صورت و پیشانی و ابتدای سر و در دستها و پاها از نوک انگشتان شروع کند اگر خود آب وضو را بر اندامها می ریخت، و اگرخودش بر دست و پای آب نمی ریخت از آرنجها ابتدا کند و نباید آب وضو از مقدار یک مد (دو رطل عراقی و 18 لیتر فرنگی و یک من) کمتر باشد، و در آب اسراف نکند و بیش از سه بار هیچ اندامی را نشوید، و در اثنای وضو و خلال آن سخن نگوید و با آب بر چهره اش سیلی نزند، و بعد از اتمام وضو بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ».

چون مسلم روایت کرده است که:

«مَن تَوَضَّأَ فَقالَ: أَشْهَدُ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللّـَهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، إلَّا فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ الثَّمَانِیَةِ  یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاءَ».

«هرکسی وضو گیرد و بگوید: أَشْهَدُ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَّـهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، إلَّا فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الـْجَنَّةِ الثَّمَانِیَةِ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّـهَا شَاءَ». درهای هشتگانه بهشت بر وی گشوده می شود و او از هرکدام بخواهد وارد می گردد».  ترمذی بر آن افزوده است:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوَّابِینَ وَاجْعَلْنِی مِنَ الْـمُتَطَهِّرِینَ».

«خداوندا مرا از توبه کنندگان و پشیمان کنندگان از گناهان و از پاکان قرار بده». و حاکم بدان افزوده است: «سُبْحَاَنکَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِکَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ أَسْتَغْفِرُکَ وَأَتُوبُ إِلَیْکَ».

«خداوندا تو منزه و پاک هستی و ترا ستایش و حمد گویم و گواهی می دهم که بجز ذات تو هیچ معبود بحق نیست، و از تو طلب مغفرت می کنم و بسوی تو بر می گردم».

و خواندن دو رکعت نماز بعد از وضو نیز سنّت است. چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم) گفت:

«مَا مِن أَحِدٍ یَتَوَضَّأُ، فَیُحْسِنُ الوضوءَ وَیُصَلِّی رَکعَتَینِ یُقْبِلُ بِقَلْبِهِ وَوَجهِهِ عَلَیهِما، إِلَّا وَجَبَتْ لَهُ الْـجَنَّـةُ». (رواه مسلم).

«هرکس به نحو احسن وضو بگیرد سپس دو رکعت نماز بگذارد که با تمام وجود و قلب خود متوجه آن نماز باشد (خشوع و خضوع و حضور قلب داشته باشد) بهشت برای او واجب می گردد).

بدان و آگاه باش اگر کسی در خلال شستن اندامهای وضو، در شستن بعضی شک کند و در اثنای طهارت وضو باشد این برایش به حساب نمی آید، زیرا اصل عدم آن است، و اما شکّ بعد از فراغت از وضو بنا به قول راجح ضرری ندارد، چون شک فراوان است و چون ظاهر آنست که طهارت و وضو به کمال صورت گرفته است.

 

 

منبع : فقه آسان شافعی

وضو شرایط و فرایض و سنتّها و مبطلاتی دارد.

شرایط وضو:

شرایطی که وضو بدون آنها صحیح نیست عبارتند از: اسلام (مسلمان بودن)، تمییز و تشخیص و داشتن شعور، پاک بودن آب وضو، نبودن مانع حسی بر اندامهای وضو مانند چرک و کثافتی که مانع رسیدن آب به پوست اندامهای وضو باشد، نبودن مانع شرعی مانند حیض و نفاس (قاعدگی و زایمان) و فرا رسیدن وقت نماز برای کسانی که دارای حالت اضطراری و ضرورت می باشند مانند زن مستحاضه (دائم الحیض) و کسی که ادرار و باد شکم را نگه نمی دارد. چون طهارت و پاکیزگی این قبیل اشخاص طهارت ضرورت و ناچاری است و پیش از فرا رسیدن وقت نماز این ضرورت وجود ندارد.

فرایض وضو:

فرایض وضو شش چیز است:

1- نیت. چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم)  گفت:

 «إِنَّمَا الأَعمَالُ بِاَلنِّیاتِ» (رواه الشیخان).

«پاداش اعمال براساس نیّت و قصد درونی است». شیخین آن را روایت کرده اند. قصد و اراده و نیت وضو به وقت شستن اولین جزء صورت می باشد. مقصود از نیّت، قصد برطرف کردن حدث (بی وضوئی) یا مباح کردن نماز خواندن یا قصد فرض وضو است.

 

 

2- شستن صورت و آب بر آن جاری کردن. چون خداوند می فرماید:

(( فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ ) (سوره مائده/ 6).  

«(بهنگام وضو) صورتهایتان را بشوئید».

طول صورت عبارت است از فاصله بین قسمت بالایی پیشانی (رستنگاه مو) تا قسمت انتهای چانه، و عرض و پهنای آن ما بین دو نرمه گوشها است. واجب است همه صورت و موهای آن جز موهای عراضین (رخسار و بناگوش) شسته شود. اگر موی صورت کم پشت باشد واجب است ظاهر و باطن آن با پوست صورت شسته شود، و اگر موی صورت و ریش پرپشت باشد تنها شستن ظاهر آن واجب است. معیار و میزان خفیف و کم پشت بودن موی صورت آنست که پوست صورت از لابلای آن دیده شود.

3- شستن هر دو دست با مرفق و آرنجها. چون خداوند میگوید:

(öوَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ) (سوره مائده/ 6).

«و دستهایتان را تا آرنجها بشوئید».

حرف «إلی» در آیه به معنی «مع» است، یعنی دستها را با آرنجها بشوئید. همان گونه که در آیه (قَالَ مَنْ أَنصَارِی إِلَى اللّهِ) «إلی» به معنی «مع» است، یعنی چه کسی حاضر است که با خداوند مرا یاری کند. و سخن جابر (رضی الله عنه) نیز بر این دلالت می کند که گفت:

«رَأَیْتُ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و سلم) یُدِیرُ الْـمَاءَ عَلَى الْمِرْفَقِ». (رواه دار قطنی والبیهقی).

«من پیامبر (صلی الله علیه و سلم) را دیدم که در وضو آب را بر آرنجها می ریخت و آنها را می شست».

(دار قطنی و بیهقی آن را روایت کرده اند).

 و این دو شخص از جابر روایت کرده اند که او آب را روی آرنجها ریخت، و گفت:

«هذَا وُضُوءٌ لا یَقْبَلُ اللهُ الصَّلاةَ إِلَّا بِهِ».

«اینست وضویی که خداوند جز با آن نماز را نمی پذیرد».

مرفق (آرنج) مفصلی است بین ساعد و بازو. واجب است در شستن دستها و آرنجها آب به همه موها و پوست برسد، حتی اگر در زیر ناخنها چرک و کثافت باشد و مانع رسیدن آب به پوست گردد وضوی چنین شخصی صحیح نیست و نمازش باطل است.

4- مسح سر که بر اندک و بسیار آن صادق است. چون در حدیث مغیره آمده است:  «أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و سلم) تَوَضَّأَ وَمَسَحَ بِناصِیتَهِ وَعَلی عَمامَتِهِ وَعَلیَ الْـخُفَّیِن».

«پیامبر (صلی الله علیه و سلم) وضو گرفت و بر پیشانیش و بر عمامه اش و بر خفین خود مسح کرد».

(مسلم آن را روایت کرده است).

اگر مسح همه سر فرض می بود، پیامبر (صلی الله علیه و سلم) به مسح پیشانی اکتفا نمی کرد، و چون اگر کسی بر پیشانی و فرق سر یتیم دست کشید صحیح است بگوئیم: او سر یتیم را مسح کرد.

5- شستن پاها تا قوزکها و با قوزکهای پا، چون خداوند می گوید:

(وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَین)  (سوره مائده/ 6).

 «و پاهای تان را با قوزکهایتان (بشوئید)».

(إلی) در این آیه به معنی (مع) است، و مراد از کعبین دو استخوان برجسته بین ساق و قدم است. در حدیث صحیح آمده است که:

«فَغَسَل رِجْلَهُ الیُمْنی إِلیَ الکَعْبَینِ وَرِجْلَهُ الیُسری کَذَلِکَ».

«پیامبر (صلی الله علیه و سلم) پای راستش را همراه قوزکها سپس پای چپش را همراه قوزکها شست».

و به روایت از نعمان بن بشیر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) گفت:

«أَقِیمُوا صُفُوفَکُمْ ثَلَاثًا وَاللّـَهِ لَتُقِیمُنَّ صُفُوفَکُمْ أَوْ لَیُخَالِفَنَّ اللّـَهُ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ قَالَ: فَرَأَیْت الرَّجُلَ یَلْزَقُ مَنْکِبَهُ بِمَنْکِبِ صَاحِبِهِ وَکَعْبَهُ بِکَعْبِهِ». (رواه البخاری وأبوداود).

«صفهای نمازتان را راست و درست کنید، سه بار گفتن. قسم بخداوند یا اینکه صف های تان را راست می سازید و یا اینکه خداوند در دلهای شما مخالفت می اندازد، پس دیدم مردمان ما چنان بهم می پیوستند که شانه به شانه و قوزک پای به قوزک پای همدیگر می چسپاندند». (بخاری و ابوداود آن را روایت کرده است).

6- مراعات ترتیب بین فرایض وضو به ترتیبی که گذشت. اگر بگوئیم که: (و) عطف برای ترتیب است، فرض بودن مراعات ترتیب از آیه وضو استفاده می شود، وإلا از فعل و رفتار پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرض بودن مراعات ترتیب را استفاده می کنیم. و همچنین از گفتارش نیز این را می فهمیم، چون از او (صلی الله علیه و سلم) نقل شده است که به صورت غیر مرتب وضو گرفته باشد و چون او (صلی الله علیه و سلم) بعد از آنکه به همین ترتیب وضو گرفت گفت:

«هَذَا وُضُوءُ لاَ یَقْبَلُ اللَّـهُ الصَّلاَةَ إِلاَّ بِهِ» (رواه البخاری).

«اینست وضوئی که خداوند نماز را نمی پذیرد جز با آن».

(بخاری آن را روایت کرده است).

 و چون پیامبر (صلی الله علیه و سلم) گفت:  «اِبدَؤُا بِمَا بَدَأَ اللهُ بِهِ». (رواه النسائی بإسناد صحیح).

«در وضو از اندامهائی شروع کنید که خداوند بدان شروع کرده است که با صورت آغاز کرده است».

(نسائی آن را با اسناد صحیح روایت کرده است).

به علاوه خداوند یک اندام مسح را که سر است بین اندامهای شستی ذکر کرده است و بین آنها فاصله انداخته است، و در سخن شیوای عرب فرق وجدائی متجانسین جز به خاطر فائده ای خاص صورت نمی گیرد، و این فائده خاص در این آیه وجوب مراعات ترتیب است، وگذشته از آن این آیه برای بیان وضوی واجب است.

 

  

منبع : فقه آسان شافعی

نظرات  (۲)

۱۱ تیر ۹۴ ، ۱۶:۲۲ علی جهانبخش
با سلام و خسته نباشید
اگر ممکن است خودتان با دلیل توضیح دهید
با دلیل کنطقی از دستور زبان عربی
متشکر
پاسخ:
علیکم سلام و رحمه الله
خوشحال خواهم شد که توضیح بدهم لطفا توجه کنید:
﴿ یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰهِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَکُمۡ وَأَیۡدِیَکُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِکُمۡ وَأَرۡجُلَکُمۡ إِلَى ٱلۡکَعۡبَیۡنِ ….﴾ [المائ‍ده: ۶] «ای مؤمنان! هنگامی که برای نماز بپاخاستید (و وضو نداشتید)، صورت‌ها و دست‌های خود را همراه با آرنجها (یا تا آرنجها) بشوئید، و سرهای خود (همه یا قسمتی از آنها) را مسح کنید و پاهای خود را تا……..
در اعراب کلمات دقت کنید:
﴿وُجُوهَکُمۡ﴾ منصوب.
﴿وَأَیۡدِیَکُمۡ﴾ منصوب.
﴿بِرُءُوسِکُمۡ﴾ مجرور.
﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ منصوب.
ما می‌دانیم اعراب مفعول در قواعد عربی منصوب است و حرف جر اسم ما بعد خود را جر می‌دهد یعنی مجرور می‌شود.
هم چنین می‌دانیم (و) از حروف عطف می‌باشد که معطوف را بر معطوف علیه عطف می‌دهد یعنی از لحاظ اعرابی یک علامت خواهند داشت. و گاه این عطف بر محل معطوف علیه می‌باشد. مثلا در این آیه کریمه خدای متعال می‌فرماید: ﴿أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ﴾ (توبه: ۳): «همانا خداوند از مشرکان بیزار است و رسول او…» یعنی خدا و رسولش از مشرکان بیزار است.
حالا چرا می‌گوییم: خدا و رسول از مشرکان بیزار است؟…چون اولا از نظر معنوی محال است که خداوند از مشرکان و رسولش بیزار باشد.. و ثانیا رسول بر مشرکین عطف نشده است چون اگر عطف می‌شد باید به تبع مشرکین که مجرور به حرف جر است مجرور می‌شد (وَرَسُولِهِ) …بنابراین این (واو) آن را به جای دیگر عطف می‌کند یعنی به (الله)… اما (الله) منصوب است ولی (رسول) مرفوع…. پس چرا یک علامت اعرابی ندارند؟… می‌گوییم: رسول بر محل اسم (الله) عطف شده است…محل اسم (الله) در واقع مبتداست که حرف ناسخه (إن) آن را منصوب کرده است.
در آیه مذکور ﴿وُجُوهَکُمۡ﴾ منصوب و مفعول فعل ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ می‌باشد… ﴿وَأَیۡدِیَکُمۡ﴾ بنا بر عطف بر ﴿وُجُوهَکُمۡ﴾ منصوب شده است.
«رُءُوسِکُمۡ» مجرور به حرف جر (ب) متعلق به ﴿وَٱمۡسَحُواْ﴾ می‌باشد…اما ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾: واو حرف عطف ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ چنان که در قرائت صحیح و راجح وارد شده منصوب می‌باشد خوب ما می‌دانیم: منصوب بودن دلالت بر مفعولیت (مفعول به – مفعول لأجله – مفعول مطلق- مفعول معه) و نقش‌هایی مانند (مستثنی، حال، تمییز، خبر کان و…..یا اسم ان یا لا نافیه جنس) می‌کند.
لزوما این «أَرۡجُلَکُمۡ» بر «رُءُوسِکُمۡ» عطف نشده چون اگر عطف می‌شد باید مجرور می‌گشت همانطور که در آیه تیمم چنین آمده است: ﴿فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ﴾ (نساء: ۴۳): «و دست‌ها و صورت‌هایتان را (با خاک) مسح کنید».
«أَیْدِیکُمْ» معطوف بر «وُجُوهِکُمْ» می‌باشد و به همین خاطر مجرور آمده است.
﴿وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ…..﴾ (سوره مائده: ۶)
﴿فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ…….﴾ (نساء: ۴۳)
هم چنین معلوم است که ﴿أَرْجُلَکُمْ﴾ هیچ کدام از نقش‌های (مستثنی، حال، تمییز، خبر کان و…..یا اسم ان یا لای نافیه جنس) را ندارد.
پس به کجا برمی گردد؟ چاره‌ای نداریم بگوییم عطف است بر ﴿وُجُوهَکُمۡ﴾، که مفعول ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ بود. در نیتجه معنایش می‌شود: و بشویید پاهایتان. 

* شاید کسی بپرسد: خوب چرا بعد از همان ﴿وُجُوهَکُمۡ وَأَیۡدِیَکُمۡ﴾ نیامده است؟
جواب روشن است: به خاطر ترتیب الزامی وضو. (صورت – دست – سر – پا)
یعنی مراعات ترتیب شده است. 

* شاید دوباره پرسیده شود: خوب می‌توانست (وَاغْسِلُوا) را قبل از ﴿أَرْجُلَکُمْ دوباره ذکر کند؟
جواب: ذکر نشده به خاطر ایجاز و پرهیز از اطناب در کلام. ما در کلام عرب و قرآن کریم از این نمونه‌ها بسیار داریم:
مثلا: ﴿یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ﴾ (الرحمان: ۳۵)
کلمه نحاس مرفوع است چون بر ﴿شُوَاظٌ﴾ عطف شده… به همین خاطر مجرور نشده است و شواظ نائب فاعل (یرسل علی) می‌باشد. و نفرموده: (….ویُرسَلُ علیکما نحاس).
و این مثال: ﴿أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ﴾ (توبه: ۳) که قبلا از آن صحبت کردیم.
* اما ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست: ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ در بعضی قرائت‌ها به صورت مجرور وارد شده است، یعنی بر «رُءُوسِکُمۡ» عطف شده است؟ آیا این مسح پا را توجیه نمی‌کند؟…
بله، تا حد بسیار ضعیفی می‌تواند توجیه کند به همین خاطر کسانی به صورت شاذ از اهل سنت این قرائت را دال بر مخیر بودن بین (مسح) و (غسل) دانسته اند!!
اما باز در این صورت (در صورت مجرور بودن، اگر چه این قرائت، در مصحف فعلی مضبوط نیست) شستن پا راجح است.
دلیلش این است که در صورت مجرور بودن بر لفظ «رُءُوسِکُمۡ» عطف شده نه بر معنای آن. یعنی از باب مجاورت با یک مجرور، مجرور شده و گرنه از لحاظ معنا به همان (غسل صورت و دست) بر می‌گردد و این در قرآن نمونه دارد.
مثلا در همان آیه که ذکر کردیم: ﴿یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ﴾(الرحمان: ۳۵)… در قرائتی دیگر کلمه (نحاس) مجرور آمده است ولی از نظر معنا به همان نار معطوف است… چرا که نحاس به دود یا مس گداخته می‌گویند و از شواظ (آتش بی دود) نیست که گفته شود. (شواظ از دو جنس: نار و نحاس) 

* شاید پرسیده شود: آیا امکان دارد (در صورت مجرور بودن ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾) دو چیز بر هم عطف شوند در حالی که فعل آنها تنها به یکی تعلق بگیرد… یعنی ﴿وَٱمۡسَحُواْ تنها برای﴿بِرُءُوسِکُمۡ﴾ باشد و برای (وأَرْجلِکم) نباشد؟
بله در کلام عرب این جایز است مثلا می‌گویند: «أکلت الخبزَ واللبنَ»: نان و شیر خوردم… در حالی که برای (لبن= شیر) فعل (شرب = نوشیدن) به کار می‌رود یعنی (: أکلت الخبز و (شربت) اللبن). 

* شاید کسی بپرسد: خوب چرا قبل از  ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ فعل مقدر «اِمْسَحُواْ» قرار ندهیم؟
به دو دلیل نمی‌توانیم: یکی اینکه چیزی تکرار شده که هیچ فایده‌ای ندارد…. وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ و(امْسَحُوا) أَرْجَلَکُمْ.
دوما چرا بعد از (وامسحوا) ب (زائده) آمده است؟ برای تقویت عامل ﴿وَامْسَحُوا﴾ در معمول خود (رُءُوسِکُمْ) بنابراین حذف آن در ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ باز دلیلی برآن است که اگر قرار باشد فعلی مقدر کنیم باید فعل (وَاغْسِلُوا) را مقدر کنیم چون فعل (وَاغْسِلُوا) بدون تقویت حرف زائده خود به تنهایی در معمول خود قوی است. 

* شاید بپرسند: (ب) در ﴿بِرُءُوسِکُمۡ﴾زائده نیست بلکه از حروف اصلی است و دلالت بر تبعیض دارد.
جواب: باز توفیری نخواهد کرد… اگر (ب) را بر معنای تبعیض گرفتیم یعنی قسمتی از سر مسح شود… و در مسح نیز قسمتی از پا مسح می‌شود… بنابراین بایست در صورت فعل مقدر باز (ب) ذکر می‌شد که ذکر نشده است.

این خلاصه‌ای بود از موضوع وضو در قرآن کریم – بدون پرداختن به روایات –

منبع سایتvaislamah.com

چرا باید پاها را بجای مسح بشوییم؟در صورتی که ایه6 مائده صریحا میگوید مسح کنید سر و پاهارا تا قوزک؟یعنی فعل مسح کردن برای پاها استفاده شده!!
پاسخ:
دوست عزیز : این برداشت شما از این آیه میباشد
احتمالا از دستور زبان عربی اطلاعات کاملی ندارید
لطفا از شخصی که دستور زبان عربی کاملی میداند کمک بگیرید
اما جواب به زبان ساده ای که میتوانید درک کنید:
همانگونه که میدانیم دین اسلام دین پاکیزگیست
برای تعبیر این حرف و نیز تفسیر کاملتر همان آیه میتوانید به مساجد اهل تسنن و
اهل تشیع مراجعه کنید
تا خود قضاوت کنید که کدام یک پاکیزگی بیشتری به دنبال دارد
امیدوارم اهل تعقل باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Code Center