تصویر ثابت

بایگانی آذر ۱۳۹۳ :: مرجع دانلود صوتی قرآن کریم, المکتبة الصوتیة للقرآن الکریم. آموزش تجویدآموزش تلفظ

مرجع دانلود صوتی قرآن کریم, المکتبة الصوتیة للقرآن الکریم. آموزش تجویدآموزش تلفظ

مرجع دانلود صوتی قرآن کریم .....المكتبة الصوتية للقرآن الكريم.....سایتی ته فسیری قورئان Quran site ,free mp3 downloads
مرجع دانلود صوتی قرآن کریم, المکتبة الصوتیة للقرآن الکریم. آموزش تجویدآموزش تلفظ

حمد و ستایش بی پایان لایق خدایی است که هروقت لطف و کرم خود را متوجه کسی کند چراغ توفیق و هدایت را جلو او روشن میکند و او را از گمراهی باز میدارد و به سوی خود رهنمون میگرداند،،،،،
ان شاءالله ما نیز از جملهء هدایت پذیران باشیم.

جستجو در سایت از طریق گوگل

پیوندهای روزانه
پیوندها

۶ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

در مورد شرایط صحت روزه:

شرط صحت روزه مسلمان بودن و عقل داشتن وپاک بودن از حیض و نفاس است در تمام روز

و صحیح آن است که خوابی که تمام روز را فرا گیرد روزه را باطل نمیکند

و قول اظهر بر آن است که بیهوشی ضرر ندارد  در صورتی که لحظه ای از روزش بهبودی یابد.

در روز عید روزه صحیح نیست ، همچنین است ایام التشریق ( سه روز پس از عید قربان)

بنا به قول جدید امام شافعی ، در یوم الشک روزهء سنتی که بدون سبب باشد حرام است.

پس اصح آن است که اگر آن روز را روزه بگیرید صحیح نیست ، اما میتوانید به عوض قضاء یا نذر آن روز را روزه بگیرید،

و همچنین است اگر برابر عادت روزهء سنتش موافق یوم الشک باشد صحیح است ، و آن روز سیم شعبان است هنگامی که مردم دربارهء رویت ماه صحبت نمایند یا چند نفر کودک یا چند نفر برده یا چند نفر فاسق دیدن ماه را شهادت دهند.

و اگر ابر تمام آسمان را فرا گیرد وسیلهء شک نمیگردد ، (بلکه  آن روز از شعبان است ) و سنت است به عجله با خرما افطار کند ،(هر گاه غروب محقق باشد) و اگر خرما نبود با آب افطار کند.و سنت است در آخر شب سحری بخورد مادام در شک طلوع فجر واقع نشود ، و باید زبانش را از دروغ و غیبت و نفسش را از شهوات محفوظ دارد ، و سنت است غسل جنابت را قبل از طلوع فجر انجام دهد ، و اینکه از حجامت ، بوسیدن، و چشیدن طعام و نیز جویدن آدامس دوری کند.و اینکه هنگام افطارش بگویید :

الهم لک صمت و علی رزقک افطرت

خدایا برای تو روزه گرفته ام و بر روزی تو افطار نموده ام

و اینکه در ماه رمضان بسیار صدقه و احسان کند و بسیار قرآن بخواند ، و اینکه اعتکاف نماید بخصوص در دههء آخر آن.

در باب نماز میت ،

نماز میت 

 

مشخص شد که نماز میت فرض کفایه است، پس شرط است میتی که بر وی نماز خوانده می‌شود میت مسلمان و غیر شهید و غیر کودک و بچه ای باشد که نشانه و آثار حیات و زندگی در وی ظاهر نشده است. برای صحت نماز میت همان شرایط نمازهای دیگر شرط است و غسل میت یا تیمم آن به هنگام عذر داشتن از غسل مقدم بر نماز است، جماعت شرط صحت نماز میت نیست بلکه سنت است که به صورت جماعت برگزار شود (به دلیل خبر مسلم):

«مَا مِن رَجُلٍ یَمُوتُ فیَقُومُ على جنازته أَرْبَعُونَ رَجُلاً، لا یُشْرکُونَ بالله شیئًا، إِلَّا شَفَّعَهُمُ الله فیه».

«هر مسلمانی که بمیرد و چهل نفر مرد بر وی نماز جماعت بخوانند که این چهل مرد مشرک نباشند خدای تعالی آنان را شفیع وی قرار داده و شفاعتشان را می‌پذیرد».

و برای این که فرض آن ساقط شود کافی است که مذکری بر آن نماز بخواند اگر چه کودک ممیز و اهل تمییز باشد، چون مقصود به آن حاصل می‌شود و چنین کودکی می‌تواند امامت جماعت مرد را بکند، و سنت است که نماز جماعت میت سه صف یا بیشتر باشد به دلیل خبر:

«ما مِن عَبدٍ مُسْلِمٍ یَمُوتُ فَیٌصَلَّیَ عَلَیهِ ثَلاثَة صُفُوْفٍ إِلَّا غُفِرَ لَهُ».

«هر میت مسلمانی که بمیرد و نماز میت به جماعت در سه صف بر وی گزارده شود خداوند او را مورد مغفرت خویش قرار می‌دهد».

شایسته‌ترین شخص برای امامت نماز میت پدر میت است، سپس جدش و هرچه بالاتر برود، سپس پسرش سپس پسر پسرش و هر چه پایین تر برود و باقی عصبه به ترتیب ارث.

ارکان نماز میت:

ارکان نماز میت هفت چیز است:

اول: نیت که اگر میت یک نفر باشد نیت نماز بر آن و اگر متعدد باشند نیت نماز برایشان می‌کند و تعیین کردن لازم نیست.

دوم: ایستاده خواندن برای کسی که بتواند ایستاده بخواند.

سوم: چهار تکبیر که اگر پنج هم شد نماز باطل نمی‌شود، چون در صحیح مسلم آمده است و تکبیر ذکر است و موجب باطل شدن نمی‌شود.

چهارم: قرائت فاتحه بعد از تکبیر اول، چون از سهل روایت شده است که گفت: سنت نبوی و روش پیامبر r در نماز میت آن است که قرائت فاتحه بعد از تکبیر اول به صورت سری باشد.

پنجم: فرستادن صلوات بر پیامبر r بعد از تکبیر دوم، چون در حدیث صحیح آمده است: و اقل صلوات: «اللهُمَّ صلِّ علی محمد» است، و اکمل آن «اللهُمَّ صل علی محمد وعلی آل محمد کما صلیت علی إبراهیم وعلی آل إبراهیم وبارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی إبراهیم وعلی آل إبراهیم إنک حمیدٌ مجید» می‌باشد.

ششم: دعا برای میت بعد از تکبیر سوم. امام شافعی در مسند خود از ابو امامة بن سهل روایت کرده است که گفت: «یکی از یاران پیامبر r به وی خبر داد که شیوه و طریقه نماز میت آن است که امام تکبیر تحریم را گفته سپس فاتحه را بخواند، سپس در تکبیرات بعدی بر پیامبر r صلوات بفرستد و برای مرده دعا کند، و همه را به صورت سری انجام دهد، و چیزی را قرائت نکند، سپس به صورت سری و برای خود سلام بدهد». در «الفتح» گفته است که: (اسناد این روایت صحیح است. و عبدالرزاق و نسائی آن را بدون «بعد التکبیرة» و «ثم سلم سراً فی نفسه» تخریج کرده‌اند).

آنچه که در دعای میت لازم است چیزی است که بدان دعا اطلاق شود، ولی صورت کامل تر آن دعاهای فراوان و جامعی است که نیکوترین آن‌ها آن است که مسلم از عوف بن مالک روایت کرده است که گفت: پیامبر r بر جنازه ای نماز می‌خواند و من از او شنیدم که می‌گفت:

«اَللّهُمَّ اغفِرلَهُ وَارْحَمهُ وَعافِهِ وَاعْفُ عَنْهُ وَأَکْرِم نُزُلَهُ وَوَسِّعَ مَدخَلَهُ وَاغْسِلهُ بِماءِ الثَّلجِ وَالبَردِ وَنَقِّهِ مِنَ الخَطایا کَماَ یُنَقَّ الثَّوبُ الأَبْیَضُ مِنَ الدَّنَسِ وَأَبْدِلهُ داراً خَیراً مِن دارِهِ وَأَهلاً خَیراً مِن أَهلِهِ وَزَوْجاً خَیراً مِن زَوجِهِ». عوف گفت: آرزو داشتم که من به جای آن میت بودم. که ترجمه دعا چنین است:

«خداوندا او را مورد مغفرت و رحمت خود قرار ده، و او را ایمن دار و از وی درگذر و وروحش را گرامی دار و جایش را وسیع و فراخ گردان، و او را آن گونه از گناهانش پاک گردان که جامه چرکین با آب برف و تگرگ پاک می‌شود و آنچنان گناهانش را بزدای که جامه سفید از چرک پاکیزه می‌شود و او را از فتنه و آشوب و عذاب و شکنجه قبر و عذاب دوزخ به دور دار، و خانه ای بهتر ازخانه دنیایش و اهل و اطرافیانی بهتر از اطرافیان دنیایش و همسری بهتر از همسر دنیایش به وی عطا کن».

در دعای کودک دعای زیر نقل شده است: «اَللّهُمَّ اجْعَلهُ فُرُطاً لِأَبَوَیهِ وَسَلَفاً وَذُخْراً وَعِظَةً وَاعتبِاراً وَشَفِیعاً وَثَقِّلْ بِهِ مَوازینَهما وَأَفْرِغِ الصَّبرَ الجَمِیلَ عَلی قُلُوبِهِما وَلَا تَفتِنْهمُا بَعْدَهُ وَلَا تَحْرِمْهُما أَجْرَهُ».

«خداوندا او را جبران کننده ثواب والدینش قرار ده که برایشان ذخیره و پس انداز خیر و پند و عبرت و شفیع و میانجی نزد خدا باشد، و کفه ترازوی اعمال خیرشان را به وسیله این مصیبت سنگین گردان، و صبر و شکیبایی نیکو در دلشان ایجاد بنما و آنان را بعد از مرگ دچار فتنه و آشوب نکن، و از مزد و پاداش زحماتی که با وی کشیده‌اند محرومشان مساز».

نووی آن را گفته است. و سنت است بعد از تکبیر چهارم بگوید: «اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنا أَجْرَهُ وَلا تَفْتِنّا بَعْدَهُ وَاغفِرْلَنا وَلَهُ». «خداوندا ما را از پاداش زحماتمان با وی محروم مگردان و بعد از او ما را دچار فتنه وآشوب مساز، و ما و او را بیامرز».

امام شافعی چنین گفته است: امام باید در برابر سر مرد و در برابر وسط بدن زن بایستد، چون در حدیث انس بن مالک t آمده است که او بر جنازه مردی نماز خواند و در برابر سرش ایستاد سپس آن را برداشتند و جنازه زنی را آوردند که بر آن نیز نماز خواند و در برابر وسط جنازه ایستاد، و در این باره از او سوال شد که چرا؟ انس t گفت: «پیامبر r این گونه در نماز بر مرد و این گونه در نماز بر زن می‌ایستاد و این عمل پیامبر است». (احمد و ابوداود و ترمذی آن را حسن دانسته و تخریج کرده‌اند).

باید دانست که اگر کسی از امام جا مانده باشد همین که نیت نماز میت کرد تکبیر اول را گفته و فاتحه را می‌خواند، اگرچه امام به صلوات بر پیامبر r یا به دعای میت رسیده باشد او باید نظم نماز خویش را مراعات کند، اگر پیش از آنکه او فاتحه را بخواند و فاتحه را شروع کند امام بار دیگر الله اکبر گفت، او نیز باید با امام تکبیر گوید و قرائت از او ساقط می‌گردد همان گونه که در دیگر نمازها چون امام به رکوع رفت او نیز با او به رکوع می‌رود و فاتحه را نمی‌خواند.

اگر مأموم در وسط فاتحه بود و امام تکبیر گفت، او نیز از امام پیروی می‌کند و بقیه فاتحه را ترک می‌کند به خاطر محافظت بر متابعت امام. پس از این که امام سلام داد مأموم باقیمانده نمازش را در می‌یابد و تکبیرات و اذکار و دعای خود را تکمیل می‌کند، و مستحب است که پیش از آن که اقتدا  کنندگان به امام نمازشان را تمام کنند جنازه را از جای خود تکان ندهند و بلند نکنند، و اگر پیش از اتمام نمازشان جنازه را برداشتند اشکالی ندارد. میتوان بر کسی نماز خواند که در آن شهر نیست، چون پیامبر r بر نجاشی نماز میت خواند حال آن که پیامبر r در مدینه بود و نجاشی پادشاه حبشه و در آنجا وفات یافته بود. شیخین آن را روایت کرده‌اند. اگر بر کسی نماز خوانده شود که دفن شده است این نماز صحیح است، چون پیامبر r بر قبر کسی نماز خواند که یک ماه از تدفین او می‌گذشت، به روایت شیخین و دارقطنی.

هفتم: سلام دادن بعد از تکبیر چهارم. و سنت است که پیش از سلام دادن بگوید:

«اَللّهُمَّ لا تَحرِمنا أَجرَهُ وَلا تَفْتِنّا بَعْدَهُ وَاغفِرلَنا وَلهُ».

آنچه در تدفین میت سنت است

قبلا گفتیم که حداقل تدفین گودالی است که مانع نفوذ بوی عفونت جنازه به بیرون و مانع نبش قبر به وسیله حیوانات درنده گردد. و اما صورت کامل تر تدفین پنهان کردن جنازه و دفن آن در «لحد» است. چون مسلم از سعد بن وقاصt روایت کرده است که گفت: «برای من لحدی بسازید و آن را با آجر بالا ببرید و بر من آجر نصب کنید همان گونه که برای پیامبر r چنین کردند».

این وقتی است که زمین سفت و سخت باشد لیکن اگر زمین نرم و سست باشد باید از «شق» استفاده کرد. «لحد» آن است که در قسمت پایین قبر در جهت قبله حفره و گودالی کنده شود که گنجایش میت را داشته باشد. «شق» آن است که وسط قبر را چون جوی و نهر بکنند و اطراف آن را بسازند تا از ریزش خاک جلوگیری کند، آنگاه میت را داخل آن جا دهند و رویش را با آجر خام سقف بندی کنند، و واجب است که میت رو به قبله تدفین شود حتی اگر میت پشت به قبله یا بر روی پشت نه به پهلو دفن شده بود باید نبش قبر شود و او را رو به قبله بر پهلو بخوابانند، به شرط این که تغییر نکرده و متعفّن نشده باشد. مستحب است که گور را وسیع و به اندازه قامت یک مرد معتدل القامة که دست‌هایش را بالا برده و باز نگه داشته باشد عمیق و گود بکنند که در حدود سه ذراع و نیم می‌شود. رافعی چنین گفته است. وسطح قبر را به اندازه یک وجب از سطح زمین بالاتر و بلندتر قرار دهند تا معلوم باشد و مورد زیارت و احترام قرار بگیرد. ابن حبان روایت کرده است که قبر پیامبر r چنین بوده است.

بهتر است روی قبر مسطح باشد تا این که چون کوهان شتر مورب باشد. ابوداود و حاکم به سند صحیح روایت کرده‌اند که قبر پیامبر r و قبر ابوبکر t و عمر t چنین بوده است. و اما آنچه که بخاری از سفیان تمار روایت کرده است که او قبر پیامبر r را به صورت سنام دیده است، جواب آن است که بیهقی داده است که در اول روضه شریف مسطح بود اما بعداً در زمان ولید بن عبدالملک یا در زمان عمر بن عبدالعزیز که دیوار آن فرو ریخت آن را به صورت سنام و مورب در آوردند.

مستحب است تنها همان خاکی را بر گور بریزند که از آن بیرون آورده شده است. گچ کاری و نوشتن بر قبر مکروه است. حاکم از حدیث جابر t روایت کرده است:

«نَهی رَسُولُ اللهِ r عَن تجْصِیْصِ القُـبُورِ وَالکِتابَـةِ فِیها وَالبِنَاءِ عَلَیها وَالجُـلُوْسِ عَلَیها».

«پیامبر r از گچ کاری قبرها و نوشتن آن‌ها و ساختمان ساختن بر آن‌ها و نشستن در قبرها نهی کرده است».

هرگاه گورستان موقوفه و خیریه باشد ساختن دیوار برای قبر و ساختن ساختمان گنبد بر آن حرام است، و ویران کردن آن واجب است. و همچنین واجب است که قبه‌ها و گنبدها و ترکیبات ساخته شده ولو در زمینهای ملک خصوصی باشد ویران گردد، چون پیامبر r از آن نهی کرده است.

مسلم و غیر او از جابر t روایت کرده‌اند که گفت: «پیامبر r او را (به یمن) فرستاد تا هر مجسمه و تمثالی را که دید محو و نابود کند، و هر قبر بلندی را دید با زمین یکسان کند. مستحب است که بر قبر آب بپاشند و سنگ ریزه روی آن بگذارند و نزد سرش صخره ای یا چیزی مانند آن بنهند. بیهقی از حدیث جعفر بن محمد به روایت از پدرش تخریج کرده است که: «پیامبر r بر قبر پسرش ابراهیم آب پاشید و بر آن سنگ ریزه نهاد و یک وجب آن را از سطح زمین بلند کرد».

رفتن روی گورها و پایمالی آن‌ها و نشستن روی آن‌ها و تکیه دادن بدانها و نماز خواندن بر آن‌ها حرام است، چون پیامبر r گفت:

«لَا تَجْلِسُوا عَلَی القُبُورِ وَلَا تُصَلُّوا عَلَیْها». (رواه مسلم فی صحیحه).

«بر گورها منشینید و بر آن‌ها نماز مخوانید».

در ترمذی آمده است که: «پیامبر r از پایمال کردن و رفتن روی گور نهی کرده است». به روایت عمرو بن حزم آمده است که گفت: «پیامبر r مرا دید که بر قبری تکیه زده بودم گفت: صاحب این قبر را اذیت مکن». (امام احمد آن را با سند صحیح تخریج کرده است).

دو مرده و دو جنازه در یک گور دفن نمی‌شوند مگر در وقت ضرورت

در حالت اختیار و امکان دو جنازه در یک قبر دفن نمی‌شوند بلکه باید هر یک جداگانه دفن شود مگر در وقت نیاز و ضرورت و ناچاری، مانند تنگی گورستان و زمین و کثرت مردگان به گونه ای که دفن هر جنازه ای بطور جداگانه سخت باشد که در آن صورت جمع بین دو یا سه یا بیشتر در یک گور برحسب ضرورت اشکالی ندارد، همان گونه که اگر کفن کمیاب و نایاب باشد چند نفر در یک کفن جمع می‌شود، به علت تبعیت از پیامبر r که در کشتگان «احد» چنین کرد، همانطوری که بخاری روایت کرده است. در این صورت اول آن کس که فاضلتر و بزرگوارتر است در جهت قبله قرار داده شده است، و پشت سرش دیگری به ترتیب فضل قرار داده می‌شود چون:

«کانَ یَسأَلُ فِی قَتْلی أُحُـدٍ عَن أکْثَرِهِم قُرآناً فَیُقَـدِّمُـهُ إِِلَی اللَّـحَدِ».

«پیامبر r درباره کشتگان جنگ احد به هنگام تدفین دسته جمعی سوال می‌فرمود که: کدامیک بیشتر قرآن می‌دانست که او را پیشتر در لحد می‌نهاد و مندوب است که فاصله بین آن‌ها اندکی خاک باشد».

و حرام است که استخوانهای مردگان را برای دفن دیگران جمع آوری نمود، و همچنین نهادن و دفن کردن جنازه بر استخوان مرده دیگر حرام است، چون این کارها هتک حرمت مردگان است. باید دانست که اگر میت (پیش از مرگ) مال کسی را بلعیده بود و بعد از دفن کردنش صاحب مال، مال خود را مطالبه کرد قبر نبش می‌شود و مال او از شکمش بیرون آورده می‌شود. اما اگر مال خود را بلعیده بود نبش قبر و کالبد شکافی صورت نمی‌گیرد.

باید دانست که فشار قبر و به هم رسیدن هر دو جانب آن بعد از تدفین برای هر میتی هست اگر چه مکلف هم نباشد، و جز پیامبران و فاطمه ل دختر رسول الله r و زوجۀ اسد پسر ابوطالب کسی از آن ایمن نبوده است، چون پیامبر r خود را در خاک گور فاطمه غلطانید. و همچنین گویند: کسی که در بیماری مرگش سوره توحید ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١ را بخواند از آن عذاب ایمن خواهد شد.

سنت است که برای همسایگان و اطرافیان خانواده میت خوراک و طعام تهیه شود یک شبانه روز آنان را طعام کنند، چون در اثر شدت اندوه خود فرصت و حال تهیه طعام ندارند، و چون پیامبر r گفت: «اِصْنَعُوا لِآلِ جَعفَرَ طَعاماً فَإِنَّـهُ قَدْ أتاهُم ما یُشْغِلهُمُ». (رواه أحمد فی مسنده والترمذی وأبوداود وابن ماجه والحاکم).

«برای آل جعفر طعام آماده کنید چون به آنان اندوهی رسیده است که آنان را مشغول کرده است».

گریه بر میت

پیش از مرگ و بعد از آن گریه بر میت جایز است. اما پیش از مرگ به دلیل این که انس t گفت: «ما بر پیامبر r وارد شدیم در حالیکه ابراهیم فرزندش مشغول جان دادن بود و چشمان پیامبر r اشک می‌ریخت». (به روایت شیخین). و اما گریه بعد از مرگ میت به دلیل این که انس t روایت کرده است که: «من شاهد تدفین دختر پیامبر r بودم که پیامبر r بر سر قبرش نشسته و چشمانش اشک می‌ریخت». (به روایت شیخین). و از ابوهریره t روایت شده که: «پیامبر r قبر مادرش را زیارت نمود که هم خود گریه فرمود و هم پیرامونیان و اطرافیانش را نیز گریانید». (به روایت مسلم). ولی بهتر است که بعد از مرگ گریه نکند، چون پیامبر r گفته است:

«فَإِذَا وَجَبَتْ فَلا تَبْکِـیَـنَّ بَاکِـیَةٌ».

«هرگاه روح از بدن خارج شد و بیرون رفت باید کسی گریه نکند، چون فایده ندارد».

(اسناد آن صحیح است).

نوحه سردادن بر میت (گریستن با فریاد بلند و نوحه خوانی)

نوحه خوانی بر میت حرام است، چون پیامبر r گفته است:

«النَّائِحَةَ إِذَا لَمْ تَتُبْ قَبْلَ مَوْتِهَا تُقَامُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَیْهَا سِرْبَالٌ مِنْ قَطِرَانٍ وَدِرْعٌ مِنْ جَرَبٍ» (رواه مسلم).

«زن نوحه گری که پیش مردنش توبه نکند و از این عمل زشت خود پشیمان نشود او در روز رستاخیر در حالی برانگیخته می‌شود و از گور بر می‌خیزد که پیراهن قطران سیاه و روپوش و تن پوشی از بیماری گری به تن دارد».

نوحه عبارت است از گریستن با صدای بلند و گفتن اوصاف مرده، مانند این که ماتم دیده گوید: وای پشتیبانم، وای قّوت پشتم، وای پشتم شکست، وای عزیزم و چنین خصایل و شمایل و امثال آن که بیشتر در میان زنان مرسوم است و اوصاف مرده را می‌شمارند و بر خویشتن می‌زنند. پیامبر r گفته است:

«ما مِنْ مَیَّتٍ یَمُوْتُ فَیَقُومُ باکِیهم فَیَقُولُ: واجَبَلاه، واسنداه وَ نَحوِ ذلکِ إِلَّا وُکَّلَ بِهِ مَلَکانِ یَلهَزانِهِ: هَکَذا کُنْتَ؟» (رواه الترمذی).

«هرکس بمیرد و نوحه گردان بگویند: وای کوه پشتیبان و تکیه گاهمان رفت و امثال آن، خداوند در آن وقت دو فرشته را بر وی می‌گمارد که بر سینه‌اش می‌زنند و می‌گویند مگر تو چنین بودی».

همان گونه که نوحه حرام است، یقه دریدن و بر سینه زدن و بر گونه زدن و خراشیدن آن و موی کندن و دعای بد بر خویشتن کردن و واویلا گفتن و امثال آن، و لباس غیر عادی پوشیدن و هر عملی که بیانگر اظهار جزع و فزع منافی با تسلیم و انقیاد در برابر قضا و حکم الهی باشد نیز حرام است، چون همه این کارها از جمله اعمال جاهلی و مخالف با روح اسلام است که پیامبر r بدین گونه از آن‌ها نهی کرده است:

«لَیسَ مِناّ مَنْ ضَرَبَ الخَدَّ وَشَقَّ الجَیبَ وَدَعا بِدَعْوَی الجاهِلیَّةِ» (رواه الشیخان).

«کسی که در هنگام مصایب و مرگ به گونه خویش زند و یقه خویش را بدرد و سخنان جاهلی و دعویهای جاهلیت را مطرح کند بر دین ما نیست و از ما نیست».

(و در صحیحین آمده است که):

«بَرِئَ رَسُولُ اللهِ r مِنَ الصَّالِقَـةِ وَالحالِقَـةِ وَالشّـَاقَـةِ».

«پیامبر r از کسی که با صدای بلند بر میت نوحه گری می‌کند و به هنگام مصیبت صدای خویش را بر می‌دارد، و موی خویش را می‌تراشد یا می‌کند و لباس را بر تن می‌درد بیزار است».

این اعمال جاهلانه از آن جهت حرام است که بدین می‌ماند که از دست ظالمی شکوه می‌کند و فریادرس می‌طلبد، در حالی که این وقایع و رویدادها محض عدل الهی است پس بر مسلمان واجب است که مرده و میت با اعمال دیگران معذب و گناهکار نخواهد شد مگر خود وصیت و سفارش کرده باشد که برایش چنین کنند، چون خداوند می‌فرماید:

﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ [فاطر: 18].

هیچ کس گناه کسی دیگر را به دوش نمی‌کشد بار گناه هرکس به دوش خود وی است».

لیکن اگر به آن وصیت کرده و سفارش نموده باشد که برایش نوحه گری و امثال آن راه اندازند مانند قول شاعر:

إِذا مِتُّ فَانعینیِ بِما هُوَ أَهلُهُ

 

وَشُقّی عَلیّ الجیبَ یا بِنتَ مَعبَدِ

«چون مُردم بگونه ای شایسته خبر مرگ مرا اعلام کن و گریه نما و برای من یقه خویش پاره کن ای دختر معبد».

بدیهی است در این صورت میت در عذاب خواهد بود و به وی نیز گناه می‌رسد، چون او به چیزی سفارش و توصیه کرده است که پیامبر r به ترک آن و محو آن امر فرموده است، پس او با این توصیه‌اش با امر پیامبر r مخالفت ورزیده است.

و مقصود از سخن جمهور علما نیز این است که گفته‌اند: مرده با این اعمال معذب خواهد گردید و احادیث تعذیب مرده را به سبب این اعمال، بر این حمل کرده‌اند که خود وصیت کرده باشد. مستحب است که هر چه زودتر برای پرداخت وام و بدهی میت اقدام به عمل آید به دلیل خبر:

«نَفْسُ الـمُؤْمِنِ مُعَلَّقَةُ بِدَیْنِهِ حَتّی یُقْضَی عَنهُ». (رواه الترمذی).

«جان مؤمن به وام او تعلق دارد و چشم به آن دوخته است تا این که به جای وی باز پرداخت گردد».

و چنانچه طلبکار آن را مطالبه کند این مبادرت واجب می‌شود.

به هنگام ضرری که پیش آمده و حادثه و رویدادی بدنی یا مالی و دنیایی و تنگنائی که پیش آمده است تمنی و آرزوی مرگ مکروه است، مگر اینکه فتنه و آشوب دینی پیش آید که در آن صورت آرزوی مرگ مکروه و ناپسند نیست. اما تمنای مرگ به خاطر یک هدف اخروی و قیامتی مانند شهادت در راه خدا بسیار پسندیده است. و سنت است که انسان فراوان یاد مرگ کند به دلیل خبر:

«أَکْثِرُوا مِنْ ذِکْرِ هاذِمِ اللَّذاتِ فَإنَّهُ لَا یَکونُ فِی کَثیرٍ إِلَّا قَلَّلَهُ وَلَا فی قَلِیلٍ إِلَّا کَثَّرَهُ» 

«فراوان از مرگ که ویرانگر لذت‌ها است یاد کنید چون هرگاه از آن یاد شود بسیارها را اندک و اندک‌ها را بسیار می‌گرداند».

یعنی اعمال و مطلب فراوان دنیایی را اندک می‌گرداند و بر دل آدم سرد می‌شوند، و اعمال اندک خیریه را در دل آدم فراوان می‌گرداند و بر آن دل گرم می‌شود. واجب است که انسان با توجه خالصانه و پشیمانی راستین، خود را برای مرگ مهیا نماید و برای ترک گناهان شتاب ورزد و به خدا و درگاه او روی آورد تا مرگ او را ناگهانی درنیابد که توبه از دستش در رود و از او فوت شود.

 

تعزیه و تسلیت

تعزیه در زبان عربی به معنی تسلیت دادن و آرامش بخشیدن است، و در اصطلاح شرع و فقه عبارت است از این که با ذکر وعده الهی به ثواب و پاداش صبر و شکیبائی بر مصیبت، و برحذر داشتن از جزع و فریاد و اعمالی که باطل کننده اجر و پاداش اخروی و سبب گناهان است، و دعای خیر و مغفرت و آمرزش برای میت و دعای جبران مصیبت صاحب مصیبت، شخص مصیبت زده را به صبر و شکیبائی دعوت کرد.

تعزیه و تسلیت سنت است به دلیل خبر:

«مَا مِنْ مُسْلِمٍ یُعَـزِّی أَخاهُ مِن مُصیبَـةٍ إِلَّا کَساهُ اللَّـهُ مِن حُلَلِ الکَرامَـةِ».

«هرکس برادر مصیبت زده خود را تسلیت دهد و آرامش بخشد خداوند جامه کرامت و عزت به وی پوشاند».

و به روایت اسامه آمده است:

«أرْسَلَتْ إحْدى بَنَاتِ النَّبیِّ صلى الله علیه وسلم إِلَیْهِ تَدْعُوهُ وَتُخْبِـرُهُ أنَّ صَبِـیَّاً لَهَا - أَوْ ابْناً - فی المَوْتِ فَقَالَ للرسول: «ارْجِعْ إِلَیْهَا، فَأخْبـِرْهَا أنَّ للهِ تَعَالَى مَا أخَذَ وَلَهُ مَا أعْطَى، وَکُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِأجَلٍ مُسَمّى، فَمُرْهَا، فَلْتَصْـبِرْ وَلْتَحْتَـسِبْ» (رواه الشیخان).

«یکی از دختران پیامبر r به نزد پیامبر r فرستاد که او را بخواند و به وی خبر دهد که فرزندش (فرزند دختر پیامبر r یا طفلی شان) در حال جان دادن است. پیامبر r گفت: به سوی او برگرد و به وی خبر ده که خداوند هر چه بخواهد می‌گیرد، و هر چه بخواهد می‌دهد، و هرچیزی پیش خداوند وقت و مدت معین دارد که می‌دهد و می‌گیرد، پس به وی امر کن که صبر و شکیبایی داشته باشد و اجر و مزد را از خداوند بخواهد و در طلب رضای او باشد».

در این امر دو فائده بزرگ هست که هرکس آن‌ها را بکار بندد و قلباً بدانها ایمان داشته باشد شیرینی ایمان را چشیده است، و آن این است که: هرگاه انسان این حقیقت را درک کرده و از روی ایمان چشیده باشد که هرچه را خداوند ببخشد از آن او است و هرچه را بگیرد نیز از آن اوست، و خداوند هر طور که بخواهد در ملک خویش تصرف می‌کند، آن وقت کار مصیبت بر وی آسان خواهد شد، چون جهان از آن خدا است و به هر شکل که بخواهد در آن تصرف می‌کند، (و تصرف و مشیت او از روی حکمت است). چنانچه انسان این باور را از دست بدهد و تحت تاثیر عوامل طبیعی و انگیزه‌های درونی قرار گیرد عوامل و انگیزه‌های شرعی و دینی او را به صبر و شکیبایی می‌خوانند و او را به رضا به قضا دعوت می‌کنند که اگر این باور را نداشته باشد مصیبت او چند برابر خواهد شد، (ونعوذ بالله) این حال وقتی پیش می‌آید که قلب از یاد خدای تعالی خالی باشد. ولی قلبی که با یاد خدا آبادان است و سرشار از ذکر الهی  است به حقیقت او اموال و اولاد را امتحان و آزمایش الهی و فتنه و آشوب می‌داند، و آن‌ها را سبب جدایی از خداوند و دوری از اهداف خود می‌شمارد. آورده‌اند که: یاران ابن مسعود t از نیکی فرزندانش تعجب کردند و خوشحال شدند، او به آنان گفت: «شاید شما از نیکی آنان تعجب کنید و خوشحال باشید، به خدای سوگند اگر دستم از تربیت و اشتغال به پرورش آنان خالی باشد بیشتر دوست دارم و پیش من پسندیده تر است از بقایشان». او می‌دانست که امکان دارد آنان او را از خدای خویش جدا کنند لذا چنین گفت، و این ترس را داشت که مبادا او را به خود مشغول کنند و رضای خدا را که بالاترین مقام است از دست بدهد. آورده‌اند که امام شافعی تعزیت نامه زیر را برای یکی از یارانش فرستاد که فرزندش را از دست داده بود: «همانا من به تو تسلیت می‌گویم و به راستی اطمینان ندارم که خود جاودان بمانم، لیکن سنت و طریق دین این است، نه کسی که به وی تسلیت گفته شده است بعد از مرگ میت باقی می‌ماند، و نه کسی که تسلیت می‌گوید، اگر چه تا مدتی زنده بمانند».

آنچه که مستحب و پسندیده است در تسلیت گفته شود

مستحب و پسندیده است که تعزیت و تسلیت برای همه خانواده میت باشد از کوچک و بزرگ گرفته تا مذکر و مونث، لیکن تسلیت به زنان را تنها زنان یا محارم زنان باید بگویند. و سنت است که تسلیت پیش از تدفین گفته شود، چون وقت شدت و سختی و غم و اندوه و جزع و بی‌تابی است، لیکن بعد از تدفین بهتر است چون پیش از تدفین در صدد تجهیز و آمادگی تدفین او هستند، مگر این که حزن و اندوهشان از حد بگذرد که در این صورت پیش از تدفین بهتر است تا اندکی آرامش یابند و صبر پیش گیرند. بهتر است که تسلیت را از آن‌ها شروع کرد که در برابر تحمل مصیبت ناتوان ترند.

در تسلیت به مسلمانان چنین گفته می‌شود:

«أَعْظَمَ اللهُ أَجرَکَ وَأَحْسَنَ عَزاءَکَ وَغَفَرَ لِمیِّـتِکَ أَو أَخلَفَ الله ُعَلَیکَ».

«خداوند مزد و پاداش بزرگ این مصیبت را به تو بدهد و نیکو تو را تسلیت و آرامش دهد و مرده‌ات را بیامرزد، یا عوض بهتری تو را دهد». و امثال آن.

و در تسلیت به مسلمانی که کافری از خویشاوندانش را از دست داده گفته می‌شود:

«أَعظَمَ اللهُ أَجرَکَ وَصَبَرَکَ وَأَخلَفَ عَلَیکَ».

«خداوند مزدت را بزرگ گرداند و تو را عظیم شکیبایی دهد و عوض آن را به تو دهد». و امثال آن.

و به وی نباید گفت: خدا مرده‌ات را بیامرزد، چون خداوند کافر را نمی‌بخشاید. خداوند می‌فرماید:

﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَغۡفِرُ أَن یُشۡرَکَ بِهِ [النساء: 48].

«به حقیقت خداوند نمی‌بخشد که به وی شرک ورزند».

 و در تسلیت به کافری که مسلمانی را از دست داده است گفته می‌شود: خداوند مرده‌ات را بیامرزد، یا خداوند عوض وی را به تو دهد یا امثال آن. و در تسلیت به کافری که کافری را از دست داده است گفته می‌شود: خداوند عوضت بدهد و از تعداد شما کم نکند. تسلیت گفتن به کافر مندوب و مطلوب نیست لیکن اگر امید به اسلام آوردنش نداشته باشد جایز است و اگر امید به اسلام آوردنش باشد مستحب است.

تسلیت گفتن در سه روز پس از مرگ گفته می‌شود، چون غالبا روزهای شدت و سختی و اندوه و غم این سه روز است و بعد از گذشت سه روز مکروه است، چون موجب تجدید غم و اندوه می‌گردد، پیامبر r پایان غم و اندوه خوردن را سه روز قرار داده است. در صحیحین آمده است:

«لَا یَحِـلُّ لِامْرَأَةٍ تُـؤْمِنُ بِاللهِ وَالیَومِ الآخِرِ أَنْ تَحِـدَّ عَلی مَیِّتٍ فَوْقَ ثَلاثٍ إِلَّا عَلی زَوجِها أَرْبَعَـةَ أَشْهُـرٍ وَعشـْراً».

«برای زنی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد سوگواری بر میت و ترک زینت و لباس سیاه پوشیدن بیش از سه روز حلال نیست، مگر برای شوهرش که این سوگواری چهار ماه و ده روز است».

هنگامی که تسلیت گوینده یا صاحب مصیبت غائب باشد از این مستثنی است و تا رسیدن او وقت تسلیت باقی است و اشکالی ندارد.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمین.

منبع : کتاب «فقه آسان»

Code Center

پشتیبانی